خانه | مديريت | ايميل من | شناسنامه| پارسي يار

 

 

                   .• خوش آمدی دوست عزیز •.

  • کل بازديدها: 5547 بازديد
  • بازديد امروز: 12 بازديد
  • بازديد ديروز: 10 بازديد
  • نويسنده مطالب زير:   ساناز  

    عنوان متن + به آسمان نگاه کن

    سه‏شنبه 21 اسفند 1386  ساعت 2:23 صبح

    فصل ها ميگذرند از پس هم


    گلهاي بهاري از دل برف بيرون مي آيند


    و تو در آن سوي پنجره بسته شب ، ايستاده اي


    بگذار روحت شادي لبخند خوش بيني را حس کند


    به رقص چشمانت نگاه کن ، تا زندگي در آن پر بگيرد


    زندگي در لابه لاي عقربه هاي ساعت مچي ات ميرويد و تو از آن بي خبري


    بگذار زندگي بار ديگر تو را به سوي لطافت عظيم خوشبختي پرتاپ کند


    با بادبادک هاي رنگي کودکان کوچه پرواز کن


    مگذار اعداد فصل هاي گذشته بر تو غالب باشد


    به آسمان نگاه کن


    کمي بالاتر


    خورشيد ميکوشد از ميان مه پديدار شود


    تا درخشيدن لبخند زيباي تو را جشن بگيرد


      حرفهای دل  ( )

    نويسنده مطالب زير:   ساناز  

    عنوان متن + چرا زنان گريه ميکنند؟

    پنجشنبه 16 اسفند 1386  ساعت 2:13 صبح


    يک پسر کوچک از مادرش پرسيد: چرا گريه مي کني؟


    مادرش به او گفت : زيرا من يک زن هستم .پسر بچه گفت: من نمي فهمم


    مادرش او را در آغوش گرفت و گفت : تو هيچگاه نخواهي فهميد


    بعدها پسر کوچک از پدرش پرسيد : چرا مادر بي دليل گريه مي کند
    پدرش تنها توانست به او بگويد : تمام زن ها براي هيچ چيز گريه مي کنند
    پسر کوچک بزرگ شد و به يک مرد تبديل گشت ولي هنوز نمي دانست چرا زن ها      بي دليل گريه مي کنند  بالاخره سوالش را براي خداوند مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را مي داند .او از خدا پرسيد : خدايا چرا زن ها به آساني گريه مي کنند؟
    خدا گفت زماني که زن را خلق کردم مي خواستم که او موجود به خصوصي باشد بنابراين شانه هاي او راآن قدر قوي آفريدم تا بار همه دنيا را به دوش بکشد   


    و همچنين شانه هايش آن قدر نرم باشد که به بقيه آرامش بدهد من به او يک نيروي دورني قوي دادم تا توانايي تحمل زايمان بچه هايش راداشته باشد ووقتي آن ها بزرگ شدند توانايي تحمل بي اعتنايي آن ها را نيز داشته باشد


    به او توانايي دادم که در جايي که همه از جلو رفتن نااميد شده اند او تسليم نشود و همچنان پيش برود .


    به او توانايي نگهداري از خانواده اش را دادم حتي زماني که مريض يا پير شده است بدون اين که شکايتي بکند  به او عشقي داده ام که در هر شرايطي بچه هايش را عاشقانه دوست داشته باشد حتي اگر آن ها به او آسيبي برسانند.


    به او توانايي دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد و هميشه تلاش کند تا جايي در قلب شوهرش داشته باشد.به او اين شعور را دادم که درک کند يک شوهر خوب هرگز به همسرش آسيب نمي رساند اما گاهي اوقات توانايي همسر ش را آزمايش مي کند وبه او اين توانايي را دادم که تمامي اين مشکلات را حل کرده و با وفاداري کامل در کنار شوهرش با قي بماند


      و در آخر به او اشک هايي دادم که بريزد .اين اشک ها فقط مال اوست و تنها براي استفاده اوست در هر زماني که به آن ها نياز داشته باشد. او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشک مي ريزد


    خدا گفت : زيبايي يک زن در چشمانش نهفته است زيرا چشم هاي او دريچه روح اوست  ودر قلب او جايي که عشق او به ديگران در آن قرار دارد


     

    چرا زنان گريه ميکنند؟

      حرفهای دل  ( )

    نويسنده مطالب زير:   ساناز  

    عنوان متن + آسمان

    پنجشنبه 9 اسفند 1386  ساعت 4:13 صبح

    پشت اين پنجره ها آسماني است
    که هرچقدر هم که ابري باشد
    هرچقدر هم که بوي دود بدهد
    و دلمان بگيرد از غروب هاي غمگينش
    با يک پارچه بزرگ آبي رنگ
    آويزان پشت پنجره
    عوضش نمي کنيم
    وسعتش را
    دوست داريم

      حرفهای دل  ( )

    نويسنده مطالب زير:   ساناز  

    عنوان متن + خواب

    پنجشنبه 9 اسفند 1386  ساعت 4:8 صبح

    در خواب
    خوشبختي

    خصلت خوب لحظه هاي ماست.

    به فکر و خيالت بگو بروند?
    ميخواهم بخوابم...

    ميخواهم در خواب همان اتفاقي را بيابم
    که در بيداري
    بين ما گم شده است..!!

      حرفهای دل  ( )


    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

    [28/5/1387- 2:0 ع] اگر بي نهايت بود چي؟!
    [31/3/1387- 3:52 ع] صداي سکوت
    [18/3/1387- 4:11 ع] به جز اين ها، چيزي ندارم که برات آرزو کنم
    [13/3/1387- 9:20 ع] جادوي نوازش براي سلامتي جسم و جان
    [1/3/1387- 9:35 ع] دنياي درونت چند متره؟!
    [28/2/1387- 9:46 ع] سرزمين سلام
    [آرشيو شده ها]


    فالنامه
    براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد