خانه | مديريت | ايميل من | شناسنامه| پارسي يار

 

 

                   .• خوش آمدی دوست عزیز •.

  • کل بازديدها: 5547 بازديد
  • بازديد امروز: 12 بازديد
  • بازديد ديروز: 10 بازديد
  •    1   2      >
       [آرشيو شده ها]

    نويسنده مطالب زير:   ساناز  

    عنوان متن + اگر بي نهايت بود چي؟!

    دوشنبه 28 مرداد 1387  ساعت 2:0 عصر

     


    کنار خيابان ايستادين. خسته و کوفته منتظرين يه تاکسي خالي از راه برسه. اما آخر شبه و تمام تاکسي ها از مسافر پر هستن. رو به سوي آسمان مي کنين و از خدا مي خواين براتون يه تاکسي خالي بفرسته. مدتي نگذشته که يه تاکسي خالي پيش پاتون ترمز مي کنه. با خوشحالي سوار       مي شين و با خنده مي گين: اي کاش آرزوي بزرگ تري مي کردم! و بعد فراموش مي کنين...


    دنبال کتابي مي گردين، اما پيداش نمي کنين. در دل خود از کاينات مي خواين کتاب رو به شما برسونه. هنوز چند قدم ديگه نرفتين که دست فروشي رو مي بينين که روي زمين بساط پهن کرده و با التماس از شما مي خواد که اون کتاب رو از او بخرين. شما حيرت زده اون رو مي خرين و ته دلتون مي گين: عجب حسن تصادفي! اي کاش چيز بزرگ تري مي خواستم!؟ و بعد فراموش مي کنين....  


    فرض کنيد پرنده اي سفيد اما نامريي بالاي سرتون به طور شبانه روز پرواز مي کنه و تصور کنين اسم اين پرنده مرغ آمينه و هر دعايي رو که شما بر لب ميارين و يا حتي در دل مي کنين بلافاصله آمين مي گه و اجابت مي کنه. براي پرنده مهم نيست دعاي شما کوچک و بي اهميت باشه يا بزرگ و حيرت آور. پرنده وظيفش اجابت دعاي درون دل شماست. حال سوال اينه: چه دعايي مي کنين؟


    آيا دعا مي کنين که صد هزار تومان پول داشته باشين؟ يا يک ميليون؟ يا صد ميليون؟ يا پانصد ميليون؟يا ....


    چرا جايي متوقف مي شين و بالاتر نمي رين؟! نکنه فکر مي کنين اگر بيش از اين اندازه معين، دعا کنين و آرزو داشته باشين از سهميه مجاز خود تجاوز کرده اين و ديگه مرغ آمين شما را جدي     نمي گيره؟ اما اگر اين طور نباشه چطور؟ يعني اگه آرزوهاي مجاز شما سقفي نداشته باشه و شما قادر باشين که هر چيزي رو در اين عالم، بخواين و طلب کنين. اون وقت چه مي کنين؟


    در واقع وقتي ما در دل خود دعا و آرزويي رو زمزمه مي کنيم، در حقيقت اعتماد ما به موجوديه که قدرت و تواناييش بي نهايته و مي تونه هر خواسته اي رو اجابت کنه در غير اين صورت ديگه آرزو، فايده اي نداره.


    فکر مي کنين چرا خيلي ها به حقوق بخور و نمير و زندگي ضعيف و شرايط سخت عادت مي کنن و براي بهبود وضع خود تلاشي نمي کنن؟ دليلش خيلي سادست چون فکر مي کنن نعمت ها و       ثروت هاي دنيا قبلا بين اهل دنيا تقسيم شده و سهم اون ها از زندگي همينه  که دارن و بيشتر از اون هرگز نصيبشون نميشه. به بيان ساده تر اون ها مي گن که امکانات هستي و کاينات حد و مرز مشخصي داره و روزي مجاز هر فردي، از همون لحظه تولد بر پيشوني او چسبونده شده .


    اما حقيقت اين نيست! حقيقت اينه که سهم هر کسي از نعمت هاي عالم بي نهايته. دليل اين که تعدادي خاص بيشتر از بقيه به دست مي آرن، فقط اينه که تعدادي ديگه از حق خود صرف نظر کرده و سهم خودشون رو به ديگران وا گذار مي کنن. چگونه اين کار رو مي کنن؟ خيلي ساده! با آرزو نکردن، تلاش نکردن و طلب نکردن!


     اما هستند کسايي که مطمئن و آرام و آسوده در روي زمين قدم مي زنن و اصلا از نبودن روزي و کم شدن سهم شون در هستي نگران نيستن و حرص نمي زنن. اون ها مطمئنن خالق کاينات هر چه رو که بخوان در هر زماني  براشون مهيا مي سازه و اصلا از اين بابت نگران نيستن. اين اشخاص باور دارن که مي تونن در هر روز بي نهايت آرزو کنن و مطمئن باشن که به آرزو و خواسته خود مي رسن.


    البته کم نيستند مخالفاني که مي گن: آرزوهاي بشر سقفي داره و بي نهايت نيست، اما معتقدان به تموم نشدني بودن رحمت و برکت کاينات هميشه سوالي مي پرسن و اون اينه که : اگر بي نهايت بود چي؟ آيا اون موقع پشيمان نمي شيم که چرا آرزوهاي بيشتر و بزرگ تري در دل نپرورانديم؟!


    دنبالک


    از دوستاي خوبم جهت اين تآخير غذرخواهي مي کنم. راستش همه چي دست به دست هم داده بودن که من نتونم نت بيام و آپ کنم مثل مشغله زياد ، مشکل باز نشدن صفحه مديريتم، قطعي برق توي ساعت هاي بي کاريم و .....


    در ضمن از اون دسته از دوستاي خيلي خوبم که از اين تآخير من اظهار نگراني کرده بودن بي نهايت ممنونم .  


     



      حرفهای دل  ( )

    نويسنده مطالب زير:   ساناز  

    عنوان متن + صداي سکوت

    جمعه 31 خرداد 1387  ساعت 3:52 عصر

     
    سکوت صدايي نداره؟


    گاهي بينديش که بي صدايي چه آرامشي داره و چرا بي تاب و چشم به راه، خيره به در نمي موني؟


    چرا دنبال دليل نمي گردي؟


    از نواي بي صدايي چي ميشنوي که دلت آروم مي گيره؟


    چشم بر هم ميذاري و در دل با خودت نجوايي شيرين رو مرور مي کني...


    بي صدايي لحظه اي مغتنمه که روح با آزادي کامل از تلاش و تقلا، بالاتر از اون چه رو که مي تونه باشه ، تصور مي کنه


    هدف هاي والا چه محبوبن که در آسمان ذهن، روز و شب نمي شناسن و در همه پرسه زدن ها، سوسوي زيباشون رو ميشه ديد


    سکوت رو بر ذهن و روح خوت گناه ندون!


    اون رو حکمتي الهي ببين که با اون، تو بدون همهمه اي اونچه رو که بهش عشق مي ورزي به تصور ببيني


    همه اون چه که واقعيست و ما رو به شوق مياره تداوم در تصوير رشد عشقه


    گذشته و حال و آينده هم وجود دارن...


    قطع ارتباط با هيچ کدوم امکان پذير نيست، اما روح تو مي تونه ببينه که تنپوش گذشته براش چه کوچک و تنگه و آينده چه بزرگ و گشاد...


    او تنپوشي زيبا و در خور حالش رو زماني تصور مي کنه که تو امانش بدي!


    بايد به خود عشق ورزيد و اعتماد کرد و از سر راه مانع (( نمي توانم )) رو برداشت


    همه ما با ذهني زيبا و تکامل يافته شکل گرفتيم، قبل از اينکه به اين دنيا پا بذاريم


    نبايد دنيايي غير از اون چه که دوست داريم ما رو به ايستگاه آخر برسونه!


    از اين رو سکوت هواي تو رو داره که در بکري لحظه هاش خوب بينديشي


    به زيبايي ها، به خودت، به خدا و به اون چه که از خدا مي خواهي


    اين هديه سکوته که تو مي بيني!


    سکوت کن!


    و اونچه را که تاکنون به اون عشق نورزيدي رو تصور کن...


     


    دنبالک


    روز مادر رو پيشاپيش به همه مادراي عزيز و دوست داشتني تبريک ميگم





      حرفهای دل  ( )

    نويسنده مطالب زير:   ساناز  

    عنوان متن + به جز اين ها، چيزي ندارم که برات آرزو کنم

    شنبه 18 خرداد 1387  ساعت 4:11 عصر

     
    اول از همه برات آرزو مي کنم که عاشق بشي


    و اگه هستي، کسي هم به تو عشق بورزه


    و اگه اينطور نيست، تنهاييت کوتاه باشه و از کسي نفرت پيدا نکني


    اما اگه اينطور شد، بدوني چگونه به دور از نااميدي زندگي کني


    همينطور برات آرزو مي کنم دوست هايي داشته باشي


    از جمله دوستان بد و ناپايدار


    برخي از اونها نادوست باشن و برخي حقيقي


    که دست کم يکي از اونها مورد اعتمادت باشه


    و چون زندگي اينگونست، برات آرزو مي کنم دشمن هم داشته باشي...


    نه کم ، نه زياد...    درست به اندازه


    و بين اونها يکي باشه که در مورد بعضي از باورهات اعتراضش به حق باشه


    تا به خودت مغرور نشي


     آرزو مي کنم مفيد باشي، نه خيلي غير ضروري...


    تا در لحظه هاي سخت، وقتي ديگه چيزي برات باقي نمونده، همين مفيد بودنت کافي باشه تا تو رو سرپا نگه داره


    همچنين برات آرزو مي کنم صبور باشي، نه با کساني که اشتباهات کوچک مي کنن، چون اين کار ساده ايه..


    بلکه با کساني که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير مي کنن


    و با صبوري، براي ديگران نمونه باشي


    اميدوارم اگه جوان هستي، زود رسيده نشي


    اگه رسيده اي، اصرار براي جوان نمايي نداشته باشي


    و اگه پيري، تسليم نااميدي نشي


    چرا که هر سني، خوشي و ناخوشي خودش رو داره و لازمه بذاريم زندگي در ما جريان پيدا کنه


    اميدوارم آواز بخوني، به آواز پرنده ها گوش بدي، به پرنده اي دانه بدي و گربه اي رو نوازش کني


    چون به اين طريق احساس زيبايي پيدا مي کني


    اميدوارم دونه اي بکاري و با روييدنش همراه بشي تا بفهمي چقدر زندگي در يه درخت وجود داره


    به علاوه اميدوارم پول هم داشته باشي، چون به اون نيازمندي...


    و سالي يک بار، پولت رو روبروي خودت بذاري و بگي (( اين مال منه ))


    فقط براي اين که روشن کني، کدومتون ارباب ديگريه...


    و در پايان اگه مردي، آرزو مي کنم زن خوبي داشته باشي، و اگه زني ، شوهر خوبي داشته باشي


    که اگه فردا خسته باشي و پس فردا شادمان، باز هم از عشق حرف بزني و از نو آغاز کني...


    اگه به همه اين ها که گفتم رسيدي، ديگه چيزي ندارم که برات آرزو کنم...


     


    دنبالک 1 :


    متن فوق يکي از نوشته هاي ويکتور هوگوست که من قسمتي از اون رو خلاصه کردم


     دنبالک 2 :


    نظر يادتون نره!


     


     



     


     


      حرفهای دل  ( )

    نويسنده مطالب زير:   ساناز  

    عنوان متن + جادوي نوازش براي سلامتي جسم و جان

    دوشنبه 13 خرداد 1387  ساعت 9:20 عصر

     


    با عرض سلام خدمت دوستاي گرامي بايد بگم مطلب زيبايي رو جايي خوندم که بي نهايت به نظرم زيبا اومد


    بهتر ديدم اون مطلب رو تو وبلاگ بذارم تا همه ازش استفاده کنن


    اميدوارم براي شما هم به اندازه من تأثيرگذار باشه


     


    (( قرن هاست که مادران از قدرت معجزه آساي نوازش کودکان به منظور قطع گريه آن ها آگاهي دارند


    حالا دانشمندان نيز به قدرت اين تماس پي برده اند و حتي از آن در درمان بيماري هاي گوناگون استفاده مي کنند


    اين لمس مي تواند از يک دست در دست گرفتن ساده و بغل کردن، تا ماساژهاي اختصاصي و      حرفه اي باشد


    با لمس مي توان درد، اضطراب، افسردگي، رفتارهاي تهاجمي را مهار کرد، عملکرد سيستم ايمني را بهبود بخشيد و التيام را سرعت داد


    فشار خون و سرعت ضربان قلب را کم و جريان هوا را در ريه بيماران آسمي، راحت و آسان کرد


    بررسي هاي جديد نشان داده که هرچه والدين فرزندان را بيشتر نوازش کنند حرکات تهاجمي در کودکان کمتر مي شود


    هرچه مهر و محبت اين نوازش ها بيشتر باشد در خلقيات کودکان تأثيرگذار تر و مثبت تر است


    همچنين ديده شده که نوازش باعث پايين آمدن سطح هورمون کورتيزول ( هورمون استرس توليد شده در غده آدرنال) مي شود


    وقتي دو نفر با هم دست مي دهند، فشار متوسطي که دو دست به هم وارد مي کنند، يکي از اعصاب دوازده گانه مغز را تحريک کرده و باعث کند شدن ضربان قلب و پايين آمدن هورمون هاي استرس از جمله کورتيزول مي شود ))


    منبع : روزنامه آسيا شماره 205


     




      حرفهای دل  ( )

    نويسنده مطالب زير:   ساناز  

    عنوان متن + دنياي درونت چند متره؟!

    چهارشنبه 1 خرداد 1387  ساعت 9:35 عصر

     


    تا حالا فکر کردي دنيا چند متره؟


    تا حالا فکر کردي که مساحت دنيا رو مي شه محاسبه کرد يا نه؟


    محيطش رو چي؟ اصلاً دنيا چند در چنده؟ رقم هاش به اندازه اي هست که توي صفحه کوچيک ماشين حسابت جا بگيره؟


    اصلاً مهمه بدوني اين دنيايي که داري توش راه مي ري، نفس مي کشي و زندگي مي کني چند متره؟


    شايد مهم باشه ولي به نظر من مهم تر از اون اينه که بدوني دنيايي که براي خودت ساختي چند متره!


    آره .... دنياي تو


    هر کدوم از ما علاوه بر اينکه توي يک دنياي بزرگ و مشترک زندگي مي کنيم يک دنياي خصوصي هم داريم


    دنياي درون ما


    خيلي ها دنياي درونشون کوچيکه مثل آپارتمان هاي امروزي که 4 نفر به زور توش جا مي شن و نمي شه توش قايم باشک بازي کرد!


    اما بعضي ها دنياشون از دنياي واقعي و مشترکي که همه ما داريم توش زندگي مي کنيم هم بزرگتره


    اين که اين دنياي به اين بزرگي رو چطوري تو دلشون جا دادن هم خودش جاي بحث داره 


    اما اونايي که دنياشون کوچيکه هميشه توي عذابن


    چرا فلاني امروز به من اخم کرد؟ چرا غذا شوره؟ چرا دوستم نداره؟ چرا فوت کرد؟اي کاش نمي رفت! اي کاش که اينطوري نمي شد!چقدر زندگي پوچه، تکراريه، خسته کنندست و چرا و اي کاش و حرف هاي منفي اين آدما هيچ وقت تمومي نداره


    وقتي هم که يک چيزي بر وفق مرادشون هست مي گن کاشکي از خدا چيز ديگه اي مي خواستم!


    چي مي شد اگه به خاطر همين چيزي که خواستي و خدا بهت داد شکرگذاري کني تا اينکه با گفتن اين جمله خودت رو به اين باور برسوني که هيچ وقت زندگي روي خوشي نداره؟


    دلم مي خواست مي تونستم جنس دنياي اين آدما رو عوض کنم احتمالاً دنيايي از جنس سيمان دارن!


    سخت و محکم و غير قابل نفوذ


    بايد خرابش کرد و از نو ساخت


    ولي کاش دنياشون کش مي اومد!


    اون وقت مي گرفتم دنياشون رو مي کشيدم


    اون قدر مي کشيدم  تا اندازه دنياي آدماي بزرگ بشه


    آدمايي که خودشونم مثل دنياشون بزرگن


    کسايي که با يک حرف ناراحت کننده زندگي شون رو تلخ نمي کنن


    کسايي که هميشه خدا رو براي کوچک ترين چيزي که بهشون داده شکر مي کنن


    کسايي که ايمان دارن که پشت هر ناراحتي حکمت خدا هست


    کسايي که دنياشون اون قدر بزرگه که با هيچ دستگاه پيشرفته امروزي نمي شه مساحت و محيطش رو حساب کرد


     



      حرفهای دل  ( )

       1   2      >
       [آرشيو شده ها]

    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

    [28/5/1387- 2:0 ع] اگر بي نهايت بود چي؟!
    [31/3/1387- 3:52 ع] صداي سکوت
    [18/3/1387- 4:11 ع] به جز اين ها، چيزي ندارم که برات آرزو کنم
    [13/3/1387- 9:20 ع] جادوي نوازش براي سلامتي جسم و جان
    [1/3/1387- 9:35 ع] دنياي درونت چند متره؟!
    [28/2/1387- 9:46 ع] سرزمين سلام
    [آرشيو شده ها]


    فالنامه
    براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد